دیدگاه قرآن

در قرآن کریم بیش از ۲۰۰ آیه به ابعاد جنگ نرم پرداخته شده است..[۱] در این آیات مدیریت جنگ نرم و راه‌های مقابله با آن به صورت مفصل توضیح داده شده است.

پیشینه‌ی جنگ نرم دشمن به آغاز و تقابل حضرت آدم (ع) و حوا (س) با شیطان بر می‌گردد. شیطان در گمراه کردن انسان از همه‌ی شیوه‌های خود بهره می‌گیرد. شیوه‌هایی چون سیاست در کمین، سیاست گام به گام، سیاست پی‌گیری مداوم و سیاست هجوم جمعی و همه جانبه.

پیچیده‌ترین شکل جنگ نرم در گذر زمان است که در عصر پیامبر (ص) شیطان از همه‌ی تجربه‌ها، مخالفت‌ها و مقابله با جریان حق بهره می‌گیرد.

آنچه دشمن در جنگ نرم دنبال می‌کند را می‌توان در چهار مؤلفه‌ی شیطانی تعطیلی حق، تخریب حق، تحریف حق و تضعیف حق خلاصه کرد.[۲]

در قرآن کریم خداوند پس از بیان شناخت انسان نسبت به خداوند سبحان در سوره‌ی حمد، می‌فرماید «هدی للمتقین» هدایت برای متقین است، سپس در آیه‌ای دیگر به صراحت به شیوه‌ی دشمنان در جدا کردن انسان از راه هدایت اشاره می‌کند و می‌فرماید:

« الَّذِینَ یَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللّهِ وَیَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَهِ هُمْ کَافِرُونَ » «همانان که [مردم را] از راه خدا باز مى‏دارند و آن را کج مى‏شمارند و خود آخرت را باور ندارند.»[۳]

با تمسک به این آیه‌ی نورانی می‌توان گفت بازدارندگی نوع بشر از مسیر هدایت و کمال با مه آلوده کردن فضا و به تصویر کشیدن راه درست به راه غلط همان جنگ نرمی است که همواره جریان باطل در برابر جریان حق دنبال کرده است.

جنگ نرم از دیدگاه قرآن

با توجه به تعاریفی که از جنگ نرم شده، به خوبی می‌توان تحلیل و تبیین ابعاد آن را از لابه‌لای آیات شریف قرآن جست و جو کرد. خداوند در قرآن وجود جنگ نرم و تلاش خزنده‌ی دشمن برای راه‌اندازی آن را هشدار می‌دهد، سپس سردمداران این تهدید بزرگ را معرفی کرده و سرانجام به طور مفصل روش‌های براندازی نرم توسط دشمنان جریان حق را افشا می‌کند.[۴]

 

هشدار به وجود جنگ نرم

در آیات متعدد قرآن وجود جنگ نرم دشمنان ضد طرفداران جریان حق مورد تبیین قرار گرفته و به همه‌ی مؤمنان هشدار داده می‌شود.

شاید بتوان واضح‌ترین اشاره‌ی قرآن به وجود جنگ نرم را آیه‌ی ۱۵ سوره‌ی طارق دانست: (إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْدًا) « آنان دست به نیرنگ مى‏زنند ».

منظور قرآن از مکر و حیله همان حرکت خزنده و آرام دشمنان برای به زانو در آوردن جریان حق است که امروز از آن به عنوان جنگ نرم یاد می‌شود.

خداوند متعال پس از هشدار به وجود جنگ نرم دشمنان، شیطان را شکل دهنده‌ی اصلی این تهدید می‌داند که شیوه‌ی او نیز دقیقاً مطابق با ویژگی جنگ نرم است. یعنی حرکتی آرام، تدریجی، بلند مدت و نرم افزارانه چنان که قرآن می‌فرماید:

« وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ»[۵]از گام‌های شیطان پیروی نکنید همانا او دشمن آشکار شما است. جمله‌ی «خطوات الشیطان» اشاره به یک مسئله‌ی دقیق‌ تربیتی دارد و آن این که انحراف‌ها و تبهکاری‌ها اغلب به طور تدریجی در انسان نفوذ می‌کند، نه به صورت دفعی و فوری. وسوسه‌های شیطان معمولاً به همین صورت عمل می‌کند و انسان را قدم به قدم به سوی پرتگاه می‌کشاند.[۶]

سردمداران جنگ نرم در قرآن:

با نگاه گذرا به قرآن کریم در می‌یابیم که هم در قرآن و هم در طول تاریخ، سرآمد دشمنی‌ها با انبیاء به ویژه پیامبر اسلام (ص) گروه‌ها و افرادی بوده‌اند که قرآن از آنها یاد کرده است:

۱- یهود و مشرکین        ۲- منافقین          ۳- کفار         ۴- عده‌ای از اهل کتاب

این چند گروه عمده‌ی سردمداران جنگ نرم بر ضد جبهه‌ی حق هستند که البته همه‌ی آن‌ها به عنوان پیاده نظام و امیران لشکر باطل یعنی شیطان به شمار می‌آیند. [۷]

چنان که در خصوص بعضی از افراد چنین می‌گوید: (وَیُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِیدًا)[۸]

روش‌های شناسایی دشمن در جنگ نرم از دیدگاه قرآن

با توجه به وجود دو جریان حق و باطل در جنگ نرم و مطالعه‌ی آن از منظر تاریخ و جبهه‌ی باطل از زمان ابلیس تاکنون، ابتدا باید به شناسایی ابعاد مورد هجوم در جبهه‌ی حق پرداخت. چرا که تا دامنه‌ی ارزش‌ها و استعدادهای حق مورد بازشناسی قرار نگیرد، نمی‌توان کانون هجوم‌های دشمن را شناخت.

پس از دامنه شناسی ارزش‌های حق، نوبت به شناخت ترفند و تاکتیک‌های هجوم نرم دشمن می‌رسد.

در جبهه‌ی حق زیر بنا و درون مایه‌ی حق، توجیه و معارف توحیدی است که اسکلت‌بندی معارف و مدل زندگی توحیدی براساس آن شکل می‌گیرد.

عناصر کلید‌ی جبهه‌ی حق چنین است:

الف: رهبر آسمانی، انسانی معصوم و آگاه بر غیب که منادی توحید است مانند اولیا و نایبان آن‌ها.

ب: کتاب: که در برگیرنده مجموعه‌ی معارف توحیدی و قوانین زندگی موحدانه است.

ج: انسان: تک تک افراد انسانی که با روش خود شناسی باید به رشد و کمال توحیدی دست یابند.

د: جامعه: تشکل و همگرایی اجتماعی مؤمنان و ایجاد روابط اجتماعی براساس توحید با هدف این که آرمان شهر موعود ایجاد شود.

هـ: نمادها و شعائر: اشیاء، اماکن یا رفتارهایی که نشان و علامت جامعه‌ی توحیدی هستند.

بدیهی است که همان گونه که دامنه‌ی جبهه‌ی حق در تمام شئون و ابعاد فردی و اجتماعی وسیع است به همان نسبت دامنه‌ی هجوم نرم دشمن هم گسترده و وسیع می‌باشد و به لحاظ وسعت هجوم خود، ترفندها و تاکتیک‌های گوناگونی را هم در این راه به کار خواهد برد.[۹]

این تنوع و گستردگی یا به صورت طولی است، یعنی در قالب نبرد گام به گام و پلیکانی عمل می‌کند یا به صورت عرضی است و می‌تواند به صورت همزمان از چند تاکتیک و شگرد استفاده نماید.

 

 

اصول این ترفندها چنین است:

۱- تعطیل حق: که به معنی جلوگیری از تحقق و ابراز وجود حق و سعی در از بین بردن آن، اگرچه به صورت جنگ نرم می‌باشد.

۲- تخریب حق: که به معنی جلوگیری از تحقق کامل آن و صدمه وارد کردن به تحقق پروسه‌ی کامل حق است.

۳- تحریف حق: که به معنی وارونه سازی و منحرف کردن حق از مسیر خود است.

۴- تضعیف حق: که به معنی تضعیف و کم اثر کردن حق است.

مصادیق جنگ نرم:

با نگاهی اجمالی به آیات قرآن کریم می‌توان مصادیق جنگ‌نرم جریان باطل را در برابر جریان حق نظاره کرد، اما فهرست کردن این مصادیق و بیان شیوه‌های جریان باطل با ذکر نمونه‌های تاریخی، کاری است که نیازمند تحقیقی جامع و زمانی وسیع‌تر است.

آنچه از نظر می‌گذرد، شیوه‌هایی از نوع جنگ نرم علیه جریان حق است که خداوند سبحان به مصادیق آن در قرآن اشاره کرده است و آنرا به سه جبهه تقسیم می کنیم.

۱- جبهه‌ی پنهان (ابلیس)       ۲- جبهه‌ی پیدا بیرونی (مشرکین، اهل کتاب)

۳- جبهه‌ی پیدای درونی (منافقین)[۱۰]

شیوه‌های جنگ نرم توسط شیطان:

در جنگ نرم در طول تاریخ از روش‌های همانندی استفاده شده است. از این رو می‌توان گفت بیشتر روش‌هایی که در گذشته مورد استفاده بوده، هنوز به همان قوت و شدت مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در سوره اعراف آمده است: «شیطان» گفت پس به سبب آن که مرا به بیراهه افکندی من هم برای [فریفتن] آنان حتماً بر سرراه راست تو خواهم نشست آن‌گاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و چپشان بر آن‌ها می‌تازم بیشترشان را شکرگذار نخواهی یافت.
(اعراف آیه ۱۶- ۱۷)

از امام محمد باقر (ع) نقل شده است که تفسیر عمیق‌تری برای جهت‌های چهارگانه فوق وجود دارد که عبارت است از:

منظور از آمدن شیطان به سراغ انسان از پیش رو، این است که شیطان آخرت و جهانی را که انسان در پیش‌رو دارد در نظر او سبک و ساده جلوه می‌دهد. منظور «پشت سر» این است که شیطان، انسان را به گردآوری اموال، تجمع ثروت و بخل‌ورزی در پرداخت حقوق واجب، به خاطر فرزندان و وارثان دعوت می‌کند. منظور از طرف راست این است که شیطان، امور معنوی را به وسیله‌ شبهات و ایجاد شک و تردید ضایع می‌سازد و در نهایت منظور از «طرف چپ» آن است که شیطان لذات مادی و شهوات را در نظر انسان‌ها جلوه می‌دهد (تفسیر نمونه جلد ۶)

برمبنای تفسیر فوق، می‌توان شیوه‌های جنگ نرم شیطان را که از سوی مستکبران و طاغوت به کار برده شده است را به شرح زیر ملاحظه کرد:

۱-ایجاد دشمنی و تفرقه:

إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَهَ وَالْبَغْضَاء فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَهِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ (مائده ۹۱)

همانا شیطان مى‏خواهد با شراب و قمار میان شما دشمنى و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد پس آیا شما دست برمى‏دارید ؟

۲-تزریق مداوم وسوسه:

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا وُورِیَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاکُمَا رَبُّکُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَهِ إِلاَّ أَن تَکُونَا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ (اعراف ۲۰) پس شیطان آن دو را وسوسه کرد تا آنچه را از عورتهایشان برایشان پوشیده مانده بود براى آنان نمایان گرداند و گفت پروردگارتان شما را از این درخت منع نکرد جز [براى] آنکه [مبادا] دو فرشته گردید یا از [زمره] جاودانان شوید.

۳- تزیین و زیبا جلوه دادن:

وَإِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَکُمُ الْیَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّی جَارٌ لَّکُمْ فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ نَکَصَ عَلَى عَقِبَیْهِ وَقَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِّنکُمْ إِنِّی أَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ إِنِّیَ أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِیدُ الْعِقَابِ (انفال ۴۸)

و [یاد کن] هنگامى را که شیطان اعمال آنان را برایشان بیاراست و گفت امروز هیچ کس از مردم بر شما پیروز نخواهد شد و من پناه شما هستم پس هنگامى که دو گروه یکدیگر را دیدند [شیطان] به عقب برگشت و گفت من از شما بیزارم من چیزى را مى‏بینم که شما نمى‏بینید من از خدا بیمناکم و خدا سخت‏کیفر است(انفال ۴۸)

 

۴- ایجاد فتنه:

لِیَجْعَلَ مَا یُلْقِی الشَّیْطَانُ فِتْنَهً لِّلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِیَهِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِینَ لَفِی شِقَاقٍ بَعِیدٍ. (حج ۵۳)

تا آنچه را که شیطان القا مى‏کند براى کسانى که در دلهایشان بیمارى است و [نیز] براى سنگدلان آزمایشى گرداند و ستمگران در ستیزه‏اى بس دور و درازند.

۵- اقدام گام به گام:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ وَمَن یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَا مِنکُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی مَن یَشَاء وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. (نور ۲۱)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید پاى از پى گامهاى شیطان منهید و هر کس پاى بر جاى گامهاى شیطان نهد [بداند که] او به زشتکارى و ناپسند وامى‏دارد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هیچ کس از شما پاک نمى‏شد ولى [این] خداست که هر کس را بخواهد پاک مى‏گرداند و خدا[ست که] شنواى داناست.

۶- تلاش برای تضعیف ماهیت توحیدی جوامع:

« اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُوْلَئِکَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ » (مجادله ۱۹)

شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است آنان حزب شیطانند آگاه باش که حزب شیطان همان زیانکارانند.

۷- استفاده از ضعفهای جامعه و اشخاص:

وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَیْهِمْ إِبْلِیسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِیقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ (سباء ۲۰)

و قطعا شیطان گمان خود را در مورد آنها راست‏یافت و جز گروهى از مؤمنان [بقیه] از او پیروى کردند.

در نگاهی اجمالی، با توجه به مطالبی که در خصوص بحث شیوه‌های جنگ نرم توسط شیطان آورده شد، و طبق برخی از آیات قرآن می توان مصادیق، شیوه‌ها و شگردهای جنگ نرم

 

 

 

 

شیطان نسبت به انسان را چنین ارائه کرد: [۱۱]

ابعاد انسانی شگرد شیطان
معرفت شک، تعطیلی ابزار شناخت، تقلید کورکورانه، جهالت
محبت حب دنیا و زیباسازی زندگی دنیوی در تمام شاخه‌ها و زمینه‌ها
عمل ۱- اطاعت سستی در انجام، ریا، کسالت، عجب
۲- معصیت ساده‌سازی و آسان سازی تربیتی، توجیه و کوچک شمردن، به تاخیرانداختن توبه
۳- مصیبت تغافل از امتحان‌ها، بی‌قراری و عدم تحمل، اعتراض و گلایه

به کوتاه سخن، شیطان به واسطه‌ی آگاهی بر نقاط ضعف آدمی به سوء استفاده از آن‌ها در مسیر وسوسه‌گری می‌پردازد.

روش‌های جنگ نرم از دیدگاه قرآن

در جنگ نرم در طول تاریخ از روش‌های همانندی استفاده شده است. از این رو می‌توان گفت بیشتر روش‌هایی که در گذشته مورد استفاده بوده هنوز به همان قوت و شدت مورد استفاده دشمن قرار می‌گیرد.

در تمامی این روش‌ها تلاش بر آن است تا با بهره‌گیری از روان‌شناسی، عواطف و احساسات مخاطب تحت تأثیر قرار گیرد و با تغییر در آن‌ها اندیشه‌ها و افکار شخص را نیز تغییر داده و بر وی چیره می‌شوند.

می‌دانیم که انسان مجموعه‌ای از بینش‌ها و نگرش‌هاست. نگرش‌ها، ارتباط تنگاتنگی با سه مؤلفه شناخت، عواطف و احساسات و رفتار دارد. از آن‌جایی که نمی‌توان در انسان میان این سه مؤلفه جدایی مطلق افکند، تغییر و دگرگونی در هریک از آن‌ها می‌تواند در دو چیز دیگر نیز تغییر ایجاد کند. بسیار دیده شده است که شخص از نظر شناخت نسبت به موضوعی در مقام اطمینان و علم عرفی است و یا به علم عادی خود عمل می‌کند.

ممکن است همه انسان‌ها در چنین شرایطی قرار گیرند و مخصوص گروه خاصی نیست. حتی در گزارش‌های قرآنی این معنا مورد توجه و اهتمام قرار گرفته است که برخی از خواص نیز که در مقام بصیرت نشسته‌اند، ممکن است تحت تأثیر عواطف و احساسات خود عمل کنند و آن‌چه از حقایق را که به دانش خدادادی کسب کرده‌اند، نادیده بگیرند و برخلاف آن رفتار نمایند.

در قرآن این تغییرپذیری و متاثرشدن درباره بلعم و باعورا و سامری گزارش شده است. مهم‌ترین روش‌هایی که در طول تاریخ جنگ نرم و جنگ روانی که در ابتدای این فصل به سه بخش تقسیم شده است:

که بخش اول را که جبهه‌ی ناپیدای ابلیس بود در قسمت قبل اشاره شد حال به قسمت دوم که جبهه‌ی پیدای بیرونی است می‌پردازیم.

جبهه پیدای بیرونی در مقام دسته‌بندی می‌توان سیمای کلی جنگ نرم این جبهه را در چند محور زیر خلاصه کرد:

الف: در برابر پیامبران الهی، اولیا و اوصیاء: استهزا، تهمت و انکار

ب: در برابر کتب آسمانی و دعوت توحیدی آن‌ها: ایجاد تشکیک، تردید و نفی

ج: نسبت به مؤمنان و حواریون و اسباط: استهزاء، ترساندن

د: در برابر معجزه‌های انبیاء: تشکیک و بهانه جویی

پس از دوران حضرت نوح (ع)، در دوران دو پیامبر اولوالعزم، حضرت ابراهیم و حضرت موسی (ع)، جریان باطل در نقطه ی اوج خود به شکل جدیدی به جریانی سازمان یافته در قالب حکومت ها و طاغوت ها مبدل می شود و حکومت هایی مانند نمرود و فرعون در این مقطع جنگ نرم را به صورت نظام مند دنبال می کنند. در حقیقت جامعه باطل و جامعه‌ی حق شکل تازه‌ای به خود می‌گیرد. نگاه اجمالی به آیات این بخش گویای این پدیده‌ی نوین و شگردهای نوین در برابر انبیاء است.[۱۲]

که می‌توان زیر مجموعه جبهه‌ی پیدای بیرونی را به ۲۷ بخش تقسیم نمود که عبارتند از:

 

۱- گم راه نامیدن انبیای الهی۲- دعوت به دین التقاطی۳- تشکیک به روش تبلیغی انبیاء

۴- مصادره‌ی انبیای گذشته و معجزه خواهی

۵- ایجاد نگرش منفی بر آیات قرآن

۶- قدرتمند جلوه دادن جریان باطل

۷- قدرت طلب خواندن انبیای الهی

۸- گذشته گرایی و افتخار به پیشینیان

۹- به تمسخر گرفتن عذاب اخروی

۱۰- به انحراف کشاندن اطرافیان

۱۱- سرزنش و تقبیح رهبری رهبران الهی

۱۲- جریان سازی و ایجاد شور مشارکت

۱۳- تطمیع نادرست مؤمنان

۱۴- قدرتمند جلوه دادن جبهه‌ی تاریخی باطل

۱۵- اهانت مشرکین به پیامبر (ص)

۱۶- معجزه خواهی غیرمنطقی۱۷- ایجاد شک و شبهه در قرآن۱۸- طرح سازش کاری مشرکین

۱۹- شگردها و برخوردهای اهل کتاب

۲۰- معیار سازی برای هدایت و نجات

۲۱- در آمیختن حق با باطل

۲۲- بازی دینی یهود

۲۳- مصادره و جعل تاریخ

۲۴- مبنا قراردادن هوای نفس در گزینش احکام دین

۲۵- وارونه‌سازی ارزش‌ها

۲۶- ایفای نقش جاسوس

۲۷- هجو و هجوم به شعائر دینی

۲۸- ضرورت یهود گریزی

در کلیه موارد بالا آیات قرآنی به عنوان سند و مدرک وجود دارد که ما در اینجا برای هر مورد آیه یا آیاتی را ارائه می‌نمائیم.

۱- گم‌راه نامیدن انبیای الهی:

چنانچه در بسیاری از آیات، ساحت انبیاء را به نسبت ناروای گم‌راهی متهم می‌ساختند از جمله در مورد حضورت نوح (ع): قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاکَ فِی ضَلاَلٍ مُّبِینٍ (سران قومش گفتند واقعا ما تو را در گمراهى آشکارى مى‏بینیم)[۱۳]

همه ی این شبهه آفرینی ها و شبهه افکنی ها از سوی جامعه و جریان باطل ،تنها به خاطر موقعیتی بود که آن ها به دست آورده بودند و پیامبران الهی را خطری برای خود می دیدند. این خطر که می توانست نظام طبقاتی آن ها را در هم فرو ریزد و به ویژه به خواری و استشمار قشر پا برهنه از سوی آن ها خاتمه دهد.از این رو ،در این مقطع تاریخی ،مسیر نگرانی ،از خطرها و تهدیدهای واقعی ،به خطر از دست رفتن زندگی و جامعه ی موجود تبدیل می شود و همین مسئله مهم ترین شعار و برنامه ی فرعون و فرعونیان در برابر برنامه های تبلیغی حضرت موسی (ع) می شود و جنگ نرم سازمان یافته ای شکل می گیرد، تا جایی که در عصر پیامبر اسلام(ص) مشرکین به سمت نگاهی سازشکارانه با بت پرستی التقاطی به مقوله ی توحیدی می روند.[۱۴]

 

 

 

۲- دعوت به دین التقاطی:

وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ (و چون خدا به تنهایى یاد شود دلهاى کسانى که به آخرت ایمان ندارند منجر مى‏گردد و چون کسانى غیر از او یاد شوند بناگاه آنان شادمانى مى‏کنند.)[۱۵]

نتیجه ی نگاه و گرایش حسی و مادی ، نفی غیب یا نفی توحید و اثبات شریک برای خداوند است. به همین دلیل مشرکین نمی خواستند که کافر محض شوند، بلکه مطالبه ی
آن ها از انبیا (ع) ایجاد طرحی سازش کارانه و مسالمت آمیز در مقام جمع بین خداوند و
بت پرستی و ایجاد طرحی اعتدالی بود. از این رو، نگرش التقاطی و همزیستی مسالمت‌آمیز با شرک و کفر در حوزه‌ی عمل در رفتار به یکی از مصادیق جنگ نرم علیه جبهه‌ی توحید و پیامبران مبدل می‌شود.[۱۶]

۳- تشکیک به روش تبلیغی انبیاء:

قَالُواْ یَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَیِّنَهٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِکِی آلِهَتِنَا عَن قَوْلِکَ وَمَا نَحْنُ لَکَ بِمُؤْمِنِینَ. (گفتند اى هود براى ما دلیل روشنى نیاوردى و ما براى سخن تو دست از خدایان خود برنمى‏داریم و تو را باور نداریم).[۱۷]

این شیوه از جنگ‌نرم که مصادیق آن‌ها هم امروز به وضوح دیده می‌شود، در حقیقت تلاش برای تعطیلی مکتب حق با ادعای نارسایی پیام و نیز تخریب مکتب حق به بهانه‌ی نداشتن پشتوانه‌ای قوی فکری است.[۱۸]

۴- مصادره‌ی انبیای گذشته و معجزه خواهی:

(الَّذِینَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ عَهِدَ إِلَیْنَا أَلاَّ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىَ یَأْتِیَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْکُلُهُ النَّارُ)

همانان که گفتند خدا با ما پیمان بسته که به هیچ پیامبرى ایمان نیاوریم تا براى ما قربانى بیاورد که آتش [آسمانى] آن را [به نشانه قبول] بسوزاند.[۱۹]

مشرکان وقتی با تبلیغ و موعظه های پیامبران مواجه می شوند و دستشان از استدلال و محاجه ی علمی کوتاه بود، برای این که همیشه واکنش انفعالی نداشته باشند، سعی می کردند با تمسک به همان خدای مشترک (که البته آن ها او را به اشتراک می پرستیدند) این گونه این خدا را برای خود مصادره نمایند و ادعا کنند که ما پیمانی دیرینه با خداوند داریم ،شما باید برای ما چنین و چنان معجزه هایی انجام دهید.آن ها به این باور بودند که تقدم زمانی دین
آن ها بر رسالت انبیا این حق را به آن ها می دهد که خداوند را برای خود مصادره نمایند و با مصادره ی او،خدا را به جنگ انبیا بیاورند و پشتوانه ای برای بهانه جویی های خود قرار دهند[۲۰].

۵- ایجاد نگرش منفی به آیات قرآن:

وَإِذَا رَأَوْا آیَهً یَسْتَسْخِرُونَ وَقَالُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِینٌ

و چون آیتى ببینند به ریشخند مى‏پردازندو مى‏گویند این جز سحرى آشکار نیست.[۲۱]

از شگردهای مشرکین در برابر دین حق و نشانه‌های آن، این بود که در مقام خنثی‌سازی آیات و نشانه‌های حق تعالی برآیند. این شگرد امروز نیز یکی از ارکان اصلی جنگ‌نرم به شمار می‌آید. در زمان حیات امام راحل (ره) با مسئله سلمان رشدی و در زمان رهبر انقلاب (حفظ الله) با حرکت‌هایی از سوی رسانه‌های کشور دانمارک و همچنین در سالهای اخیر آتش‌سوزی و … اهانت به قرآن و نیز زیر سوال بردن حجیت قرآن توسط برخی اصلاح طلبان به گونه‌ای مرموزانه دنبال می‌شود. [۲۲]

۶- قدرتمند جلوه دادن جریان باطل

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِی حَآجَّ إِبْرَاهِیمَ فِی رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْکَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِی وَیُمِیتُ قَالَ أَنَا أُحْیِی وَأُمِیتُ قَالَ إِبْرَاهِیمُ فَإِنَّ اللّهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ.

آیا از (حال‏) آن کس که چون خدا به او پادشاهى داده بود (و بدان مى‏نازید، و) درباره پروردگار خود با ابراهیم محاجّه (مى‏)کرد، خبر نیافتى‏؟ آنکاه که ابراهیم گفت‏: (پروردگار من همان کسى است که زنده مى‏کند و مى‏میراند.) گفت‏: (من (هم‏) زنده مى‏کنم و (هم‏) مى‏میرانم‏.) ابراهیم گفت‏: (خدا(ى من‏) خورشید را از خاور برمى‏آورد، تو آن را از باختر برآور.) پس آن کس که کفر ورزیده بود مبهوت ماند. و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمى‏کند.[۲۳]

شبیه‌سازی شعارها و پیام‌های حق و مصادره‌ی آن به نفع خود با تکیه بر جهالت‌ها و حماقت‌ها که امروز نیز توسط پیاده نظام‌های جنگ‌نرم دنبال می‌شود؛ قدرت مطلق دانستن ابر قدرت‌ها از سوی رسانه‌های صوتی، تصویری، بی‌فایده شمردن مقاومت در برابر آن‌ها دنبال می‌شود. [۲۴]

۷- قدرت طلب خواندن انبیای الهی:

قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَیْهِ آبَاءنَا وَتَکُونَ لَکُمَا الْکِبْرِیَاء فِی الأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَکُمَا بِمُؤْمِنِینَ: گفتند آیا به سوى ما آمده‏اى تا ما را از شیوه‏اى که پدرانمان را بر آن یافته‏ایم بازگردانى و بزرگى در این سرزمین براى شما دو تن باشد ما به شما دو تن ایمان نداریم.[۲۵]

مصداق این نوع حرکت جنگ نرم از سوی جریان باطل، امروز با تشکیک در شعارهای دینی رهبران دینی و متهم کردن آن‌ها به حرکت در مسیری که موجب فروپاشی و از دست رفتن عزت ملت یا کشور، از سوی آن‌ها توسط رسانه دنبال می‌شود.[۲۶]

۸-گذشته گرایی و افتخار به پیشینیان:

(بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءنَا): نه ما از آنچه پدران خود را برآن یافتیم، پیروی می‌نمائیم.[۲۷]

به این صورت، کلمه‌ی آبا که توجیه گر و مشروعیت بخش تمام نظام پوسیده و فاسد موجود است، شکل می‌گیرد و پیام ضمنی آن این است که مشرکین اگرچه در مواجهه با استدلال‌های برحق انبیا توان پاسخگویی علمی و عقلانی ندارند، ولی با سندسازی تاریخی جعلی و توهم و تعصب‌ورزی برآن با عنوان آبا به ارزش بخشی به ارزش‌های جاهلیت می‌پردازند. این موضوع پیشینه‌ی تاریخی دارد که قرآن به آن اشاره کرده است.

۹- به تمسخر گرفتن عذاب اخروی:

(وَیَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ): «و مى‏گویند اگر راست مى‏گویید این وعده چه وقت است؟»[۲۸]

یکی از شگردهای پایانی مشکرین در برابر پیامبر (ص)، دست گذاشتن بر دو آموزه‌ی مهم در تعالیم انبیا بود؛ یکی هشدار در برابر عذابی قریب الوقوع که پایان بخش زندگی دنیوی آن‌ها است، و دیگری هشدار نسبت به برپایی قیامت و عذاب جهنم: شگرد تعطیل و تشکیک در مسئله‌ی معاد و نیز تخریب روحیه‌ی انبیا، موج هجو اجتماعی نسبت مسئله‌ی عذاب‌ها و وعیدها که بیش‌تر در بین قشر تحصیل کرده‌ی غرب یا درس آموزان مکاتب الحادی و التقاطی دیده می‌شود امروز نیز در محافل روشنفکری به عنوان یکی از مسائل‌ جنگ‌نرم دیده می‌شود.[۲۹]

۱۰- به انحراف کشاندن اطرافیان:

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا فَتَعَالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَأُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِیلًاوَإِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَهَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنکُنَّ أَجْرًا عَظِیمًایَا نِسَاء النَّبِیِّ مَن یَأْتِ مِنکُنَّ بِفَاحِشَهٍ مُّبَیِّنَهٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَیْنِ وَکَانَ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرًا.

(اى پیامبر به همسرانت بگو اگر خواهان زندگى دنیا و زینت آنید بیایید تا مهرتان را بدهم و [خوش و] خرم شما را رها کنمو اگر خواستار خدا و فرستاده وى و سراى آخرتید پس به راستى خدا براى نیکوکاران شما پاداش بزرگى آماده گردانیده استاى همسران پیامبر هر کس از شما مبادرت به کار زشت آشکارى کند عذابش دو چندان خواهد بود و این بر خدا همواره آسان است)[۳۰]

البته از منظر آیات قرآن بیش‌ترین گروهی که در معرض خطر گرفتار آمدن در دام تبلیغی و فرهنگی دشمنان دین هستند همسران و فرزندان آن‌ها هستند. در جنگ‌نرم همواره بر شکار افراد منتسب به رهبران دینی تکیه و پس از جدا کردن آن‌ها از جبهه‌ی حق، به بهره‌گیری در راستای اهداف خود از آن‌ها همت می‌گمارند مسئله‌ای که امروز نیز در فهرست برنامه‌های متولیان جنگ‌نرم قرار دارد.[۳۱]

۱۱- سرزنش و تقبیح رهبری رهبران الهی:

(قَالُوا إِنَّا تَطَیَّرْنَا بِکُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّکُمْ وَلَیَمَسَّنَّکُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ) پاسخ دادند ما [حضور] شما را به شگون بد گرفته‏ایم اگر دست برندارید سنگسارتان مى‏کنیم و قطعا عذاب دردناکى از ما به شما خواهد رسید.[۳۲]

در واقع، جبهه‌ی باطل هرگاه جامعه در رفاه و امنیت به سر می‌برد، آن را به مدیریت باطل خود نسبت می‌داد و هرگاه بحران یا عذاب آسمانی و مشکل زمینی برای جامعه رخ می‌داد، آن را به انبیاء و مؤمنین نسبت داده و آن را حاصل حضور و قدم آن‌ها می‌دانستند.

شیوه‌ای که از آغاز پیروزی انقلاب، مردم ما با آن روبه رو بوده و در چندسال اخیر در خصوص شیوه‌های جنگ‌نرم پر رنگ‌تر خود را نشان داده است.[۳۳]

۱۲- جریان سازی و ایجاد شور مشارکت:

(فَحَشَرَ فَنَادَىفَقَالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَى) «و گروهى را فراهم آورد [و] ندا درداد و گفت پروردگار بزرگتر شما منم»[۳۴]

یکی از شگردهای اجتماعی جبهه‌ی باطل ایجاد موج و جریان اجتماعی در مواجهه با پیامبران و رهبران حق است. ایجاد شبکه‌های گوناگون فرهنگی، NGOها، هسته‌ها و گروه‌هایی که در نهایت مرتبط با جریان باطل است و در هر مقطعی خود را به گونه‌ای خاص نشان می‌دهد، چون روزنامه‌های زنجیره‌ای نشان از کارآمد بودن این تاکتیک در جنگ‌نرم دارد[۳۵].

۱۳- تطمیع نادرست مؤمنان:

وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِیلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَایَاکُمْ وَمَا هُم بِحَامِلِینَ مِنْ خَطَایَاهُم مِّن شَیْءٍ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ:

و کسانى که کافر شده‏اند به کسانى که ایمان آورده‏اند مى‏گویند راه ما را پیروى کنید و گناهانتان به گردن ما و[لى] چیزى از گناهانشان را به گردن نخواهند گرفت قطعا آنان دروغگویانند. [۳۶]

یکی از شگردهای جبهه باطل در مواجهه با حق به ویژه پس از ناکامی در برابر انبیاء و معجزات آن‌ها، مواجهه با مؤمنان بوده است.

به بیان دیگر، تلاش برای ایجاد ریزش در جبهه و جامعه‌ی حق با تشویق، تحقیر، تهدید و نیز تلاش برای عدم توسعه‌ی رویش‌ها در جامعه‌ی حق، تضعیف و تفرقه در جامعه‌ی حق همواره یکی از ابزارهای جنگ‌نرم بوده است.[۳۷]

 

 

۱۴- قدرتمند جلوه دادن جبهه‌ی تاریخی باطل:

فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّهً أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّهً وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یَجْحَدُونَ:

(اما و اما عادیان به ناحق در زمین سر برافراشتند و گفتند از ما نیرومندتر کیست آیا ندانسته‏اند که آن خدایى که خلقشان کرده خود از ایشان نیرومندتر است و در نتیجه آیات ما را انکار مى‏کردند.)[۳۸]

یکی از مهم‌ترین محورهای تبلیغی جبهه‌ی باطل در جنگ روانی، ادعای تاریخ‌سازی است. این که چه بسیار تمدن‌های باشکوهی که خود به خود یا توسط باطل دیگری یا به دست مومنان نابود شده‌اند و این دلیلی است که «ان الباطل کان زهوقا» در حقیقت و محور قراردادن رأی اکثریت که جبهه‌ی باطل آن را به نفع خود مصادره می‌کند، یکی از مصادیق جنگ‌نرم در قرآن است که ما امروز شاهد آن هستیم.[۳۹]

۱۵- اهانت‌های مشرکین به پیامبر (ص)

(فَقَالُوا أَبَشَرٌ یَهْدُونَنَا فَکَفَرُوا وَتَوَلَّوا) «گفتند آیا بشرهایی (مثل ما) می‌خواهند ما را هدایت کنند؟ از این رو، کافر شدند و روی برگرداندند.»[۴۰]

مشرکین مکه در امتداد مواجهه ی تاریخی مشرکین با انبیا در نخستین مرحله از دعوت علنی پیامبر (ص)، سعی فراوانی می کردند تا شخصیت پیامبر (ص) را تخریب نمایند و در این مسیر به صورت فردی یا برگزاری جلسات مشورتی سعی می کردند القاب و عناوین کوبنده و تخریب‌گر علیه شخصیت پیامبر (ص) ساخته با ترویج آن ها موقعیت اجتماعی پیامبر (ص) را تخریب نمایند و در این مسیر از القابی مانند ساحر، شاعر، مجنون، کاهن و انسانی معمولی و جن زده و … حتی لقبی مانند ابتر یاری گرفتند.

تخریب چهره‌ی رهبران دین با شیوه‌های نوین و استخدام رسانه‌های گوناگون، مسئله‌ای است که با پیشرفت فناوری ابعاد گسترده‌تری پیدا کرده، مسئله‌ای که امروز آحاد جامعه شاهد و ناظر آن از سوی سردمداران و پیاده نظام جنگ‌نرم هستند.[۴۱]

 

۱۶- معجزه خواهی غیرمنطقی:

وَقَالَ الَّذِینَ لَا یَرْجُونَ لِقَاءنَا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَیْنَا الْمَلَائِکَهُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا : و کسانى که به لقاى ما امید ندارند گفتند چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند یا پروردگارمان را نمى‏بینیم ؟[۴۲]

یکی از روش‌های هجوآمیز مشرکان پس از ناکارآمدی در تخریب چهره‌ی پیامبر (ص) این بود که به عنوان قاعده‌ی تسالم و همراهی با خصم ودشمن از پیامبر (ص)، می‌خواستند که اگر در ادعای نبوت خود صادق است و دارای توان معجزه است این توان را در مسیر خواسته‌های عجیب و غریب آن‌ها قرار دهد.

درخواست‌های نامعقول جهت به استیصال کشاندن رهبران و تخریب شخصیت آن‌ها و
شبهه افکنی در قدرت اعجاز پیامبران با طرح اعجاز امور محال و تشکیک در مبانی فکری دین اسلام از مصادیق جنگ‌نرم است که قرآن به آن اشاره کرده است.[۴۳]

۱۷- ایجاد شک وشبهه در قرآن:

وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ: (و نیک مى‏دانیم که آنان مى‏گویند جز این نیست که بشرى به او مى‏آموزد!) [۴۴]

مشرکین مکه در دومین گام از جنگ روانی خود علیه اسلام و پیامبر اسلام (ص)، به ویژه پس از ناکامی تخریب شخصیت پیامبر (ص)، کانون تلاش‌های تبلیغاتی خود را بر سیاه‌نمایی چهره‌ی قرآن قرار دادند. به این امید که این مهم‌ترین معجزه‌ی پیامبر (ص) که در جامعه‌ی مکه بالاترین جاذبه‌ی تبلیغی برای آن حضرت بود را از کار بیندازند.

این نمونه برخورد مشرکان و منافقان با قرآن کریم، که قرآن از آن‌ها یاد می‌کند، امروزه همزمان با توهین نویسندگان و هنرمندان غرب به قرآن و پیامبر (ص)، در خارج و در داخل توسط غرب زدگان به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد که نشان از سعی طراحان جنگ‌نرم در تعطیلی قرآن از جامعه در مقطع کنونی در برنامه خود دارند.[۴۵]

 

 

 

۱۸- طرح سازش کاری مشرکین:

وَإِن کَادُواْ لَیَفْتِنُونَکَ عَنِ الَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ لِتفْتَرِیَ عَلَیْنَا غَیْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوکَ خَلِیلاً: «چیزى نمانده بود که تو را از آنچه به سوى تو وحى کرده‏ایم گمراه کنند تا غیر از آن را بر ما ببندى و در آن صورت تو را به دوستى خود بگیرند »[۴۶]

مشرکین پس از ناکامی در تخریب و تعطیل اسلام یا تضیعف آن، چون با گسترش اسلام در مکه مواجه شدند در طرحی جدید سعی کردند پیامبر (ص) را کمی به خود نزدیک کرده و در قبال امتیازدهی، امتیازی یا امتیازاتی هم از پیامبر (ص) بگیرند.

ارائه‌ی چنین بسته‌‌ی پیشینهادی سازشکارانه با هدف تحریف یا تضعیف اسلام، سعی در نفوذ در رهبری دینی و ایجاد تغییراتی در اصول و تعالیم دین اسلام به نفع خود با ادعای خیرخواهی از مصادیق جنگ‌نرم است که ریشه در تاریخ انبیای الهی دارد.[۴۷]

۱۹- شگردها و برخوردهای اهل کتاب

خود برتر بینی دینی از مصداق اصلی اهل کتاب است که در آیه ۱۸ سوره مائده آمده است:

وَقَالَتِ الْیَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ: (یهود و نصاری گفتند، فرزندان خدا و دوستان (خاص) او هستیم.)

از نظر قرآن مهم‌ترین لغزش‌گاه اهل کتاب، به ویژه یهود، که مسیحیت امتداد تعدیل شده‌ی آن است، وجود روحیه‌ی خود برتر بینی مانند روحیه‌ی خودبرتر بینی شیطان در برابر آدم (ع) است.

ایجاد ادبیات تبعیض نژادی دینی و فرقه‌ای، سهم خواهی بیش‌تر تاریخی و جهانی این فرقه، ایجاد روحیه‌ی تحقیر و استخفاف دیگر ادیان و ملت‌ها و محور قرار دادن یهود در همه‌ی عرصه‌ها و حوزه‌ها در جهان کنونی یکی از طرح‌های پیدا و پنهان در حال اجرای جنگ‌نرم است.[۴۸]

۲۰- معیارسازی برای هدایت و نجات

وَقَالُواْ لَن یَدْخُلَ الْجَنَّهَ إِلاَّ مَن کَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْکَ أَمَانِیُّهُمْ: (آن‌ها گفتند هیچ کس جز یهود یا نصاری، هرگز داخل بهشت نخواهد شد. این آرزوی آنها است.)[۴۹]

تلاش برای ناکارآمد جلوه دادن قوانین اسلام در عصر حاضر و دعوت مسلمان‌ها به سوی تقلید از قوانین و فرهنگ غرب که در سال‌های گذشته در ایران و رسانه‌های جهان شاهد آن بوده‌ایم، در حقیقت، تلاش بر باطل معرفی کردن اسلام و به تعطیلی کشاندن احکام و جایگزینی یهود و مسیحیت تحریف شده به جای اسلام، به عنوان تنها راه نجات و سعادت بشر است.[۵۰]

۲۱- در آمیختن حق با باطل

وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ: (و حق را با باطل نیامیزید و حقیقت را با این که می‌دانید کتمان نکنید.)[۵۱]

یهود با تمام تلاش‌هایش نتوانست آثار حق و حقیقت را از متون آسمانی خود حذف کند، به همین دلیل هرگاه که با رسالت پیامبر (ص) اولوالعزمی روبه‌رو می‌شد، سعی می‌کرد با دو سلاح دینی به مقابله به دین حق جدید برآید.

این دو سلاح یکی کتمان و دیگری درهم آمیختن حق و باطل با یکدیگر است تا به این وسیله حق محض که جاذبه‌ای برای فطرت‌های بیدار فراهم می‌کند، در دسترس مردم قرار نگیرد. این روش‌ها از پیچیده‌ترین شگردهای جنگ‌نرم است و بارها خداوند در قرآن کریم به آن اشاره کرده و مصادیق آن را برشمرده است، شگردی که تنها با بالابردن سطح آگاهی مردم می‌توان با آن مقابله کرد.[۵۲]

۲۲- بازی دینی یهود:

وَقَالَت طَّآئِفَهٌ مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ آمِنُواْ بِالَّذِیَ أُنزِلَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُواْ وَجْهَ النَّهَارِ وَاکْفُرُواْ آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ.

و جماعتى از اهل کتاب گفتند در آغاز روز به آنچه بر مؤمنان نازل شد ایمان بیاورید و در پایان [روز] انکار کنید شاید آنان [از اسلام] برگردند.[۵۳]

یهودیان طرح‌هایی که برای ایجاد تضعیف و تزلزل در تازه مسلمانان مدینه در پیش‌گرفتند، این بود که یک بازی دینی دو گانه را به اجرا در آوردند. چرا که علت مسلمان شدن بخشی از مردم مدینه وعده‌های تاریخی قوم یهود بود.

این روش خطرناک و منافقانه همراهی دینی موقت با هدف جلب اعتماد، نفوذ و اظهار کفر با هدف ترویج کفر و بی‌دینی یکی از سطح‌های تاریخی یهود در برابر مسیحیت و اسلام بوده است. طرحی که در راستای ایجاد تردید در حقانیت دینی با انجام بازی دین، تضعیف هرچه بیشتر دین حق با فضاسازی برای ریزش از آن و تلاش برای نفوذ دینی موقت با هدف
شبهه افکنی و ایجاد تشکیک در مبانی دینی صورت گرفته و امروز آن را در بازی‌های سیاسی و رفت و برگشت‌ها، پیمان بستن‌ها و پیمان گسستن‌های برخی افراد و گروه‌ها با امام و رهبری شاهد هستیم.[۵۴]

۲۳- مصادره و جعل تاریخ

أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَقَ وَیَعْقُوبَ وَالأسْبَاطَ کَانُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى . یا می‌گویید ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط یهودی یا نصرانی بودند.[۵۵]

با آغاز اسلام در جزیره العرب ،پیامبر(ص) ریشه‌ی اسلام را در دین حنیف و ریشه‌ی توحیدی واحد تمام انبیای آسمانی معرف کرد. لذا یهودیان برای مصادره شخصیت‌های تاریخی با هدف تهی‌سازی دین حق از پشتوانه‌ی تاریخی بهره گرفتند و شخصیت‌های دینی و تاریخی را در تقابل با اندیشه‌های ناب قرار می‌دهند.[۵۶]

۲۴- مبنا قراردادن هوای نفس در گزینش احکام دین:

أَفَکُلَّمَا جَاءکُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ. پس چرا هر گاه پیامبرى چیزى را که خوشایند شما نبود برایتان آورد کبر ورزیدید! .[۵۷]

تفسیر منفعت گرایانه‌ی دنیوی از دین و شریعت، یکی از ابزارهای جنگ‌نرم است که همواره از سوی زرسالاران و ثروت‌اندوزان حمایت و تبلیغ شده است، مسئله‌ای که در جهان امروز به خوبی شاهد و ناظر آن هستیم که استکبار و شبکه‌های رسانه‌ای دنیا از چه عناصر و قراینی از دین حمایت می‌کنند؟

 

 

 

۲۵- وارونه‌سازی ارزش‌ها:

لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ. کَانُواْ لاَ یَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَفْعَلُونَ. تَرَى کَثِیرًا مِّنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ.[۵۸]

از میان فرزندان اسرائیل آنان که کفر ورزیدند [و] از کار زشتى که آن را مرتکب مى‏شدند یکدیگر را بازنمى‏داشتند راستى چه بد بود آنچه مى‏کردند ،بسیارى از آنان را مى‏بینى که با کسانى که کفر ورزیده‏اند.

از عادات تاریخی یهود پس از ایجاد تحریف در دین حضرت موسی (ع) ، وارونه‌سازی ارزش‌ها است، به گونه‌ای که در این وارونه‌سازی جای معروف و منکر تغییر یافته و در این صورت منکر معروف شده، متعلق امر قرار گرفت که معروف منکر شده متعلق نهی خواهد بود. این که چرا برخی به مرورزمان دشمن را دوست و دوست را دشمن معرفی و به قرار گرفتن در دامان سردمداران کفر آرام می‌گیرند، به همین نکته باز می‌گردد که چگونه آن‌ها در استحاله‌ای فرهنگی و دگردیسی تدریجی در پروسه‌ی جنگ‌نرم دشمن قرار می‌گیرد.[۵۹]

۲۶- ایفای نقش جاسوس:

وَمِنَ الَّذِینَ هِادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَمْ یَأْتُوکَ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ.

ای فرستاده‌ی خدا [چه] از یهودیان [آنان] که [به سخنان تو] گوش مى‏سپارند [تا بهانه‏اى] براى تکذیب [تو بیابند] و براى گروهى دیگر که [خود] نزد تو نیامده‏اند خبرچینى [=جاسوسى] مى‏کنند کلمات را از جاهاى خود دگرگون مى‏کنند [و] مى‏گویند اگر این [حکم] به شما داده شد آن را بپذیرید و اگر آن به شما داده نشد پس دورى کنید و هر که را خدا بخواهد به فتنه درافکند هرگز در برابر خدا براى او از دست تو چیزى بر نمى‏آید اینانند که خدا نخواسته دلهایشان را پاک گرداند در دنیا براى آنان رسوایى و در آخرت عذابى بزرگ خواهد بود.[۶۰]

برنامه‌های یهودیان در جامعه‌ی اسلامی این بود که نقش اطلاعاتی، خبری و جاسوسی را برای رؤسای خود ایفا کنند.

 

 

۲۷-هجو و هجوم به شعائر دینی:

وَإِذَا نَادَیْتُمْ إِلَى الصَّلاَهِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یَعْقِلُونَ.

و هنگامى که [به وسیله اذان مردم را] به نماز مى‏خوانید آن را به مسخره و بازى مى‏گیرند زیرا آنان مردمى‏اند که نمى‏اندیشند. [۶۱]

این آیه به خوبی بیانگر این مهم است که جبهه‌ی باطل در جنگ نرم خود علیه جریان حق از استهزا، تمسخر، تضعیف و تخریب است بر نمی‌دارد و از کوچکترین فرصت و موقعیتی برای رسیدن به اهداف تخریبی نمی‌گذرد حتی اگر فراخوان به نماز باشد.[۶۲]

۲۸- ضرورت یهودگریزی:

وَدَّ کَثِیرٌ مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُم مِّن بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّاراً حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم.

بسیارى از اهل کتاب پس از اینکه حق برایشان آشکار شد از روى حسدى که در وجودشان بود آرزو مى‏کردند که شما را بعد از ایمانتان کافر گردانند.[۶۳]

در آیات قبل بیان شد که ویژگی مهم اهل کتاب، به خصوص یهود، برقراری ائتلاف با شعار توحید و نگاهی جامع است، بدین جهت، از آن‌جا که اسلام تنها مکتب با شعار توحید و نگاهی جامع است، هدف آن ائتلاف ضربه‌زدن به این مکتب توحیدی و تمامی ارزشهای آن است. نفوذ آن‌ها در بدنه‌ی نظام توحیدی بستری برای دلسرد کردن مؤمنان مستضعف در اقصی نقاط دنیا است که با چشم امید به نظام توحیدی اسلام می‌نگرد و آنچه امروز غرب و هواداران آن را در پی آن هستند، همین رویکرد ساده‌انگاری است که قرآن نسبت به آن هشدار داده است.[۶۴]

۳- جبهه‌ی پیدای درونی (منافقین)

یَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَیْهِمْ سُورَهٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِی قُلُوبِهِم قُلِ اسْتَهْزِؤُواْ إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ *وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ إِنَّمَا کُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآیَاتِهِ وَرَسُولِهِ کُنتُمْ تَسْتَهْزِؤُونَ*لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ کَفَرْتُم بَعْدَ إِیمَانِکُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَآئِفَهٍ مِّنکُمْ نُعَذِّبْ طَآئِفَهً بِأَنَّهُمْ کَانُواْ مُجْرِمِینَ

منافقان بیم دارند از اینکه [مبادا] سوره‏اى در باره آنان نازل شود که ایشان را از آنچه در دلهایشان هست‏خبر دهد بگو ریشخند کنید بى‏تردید خدا آنچه را که [از آن] مى‏ترسید برملا خواهد کردو اگر از ایشان بپرسى مسلما خواهند گفت ما فقط شوخى و بازى مى‏کردیم بگو آیا خدا و آیات او و پیامبرش را ریشخند مى‏کردیدعذر نیاورید شما بعد از ایمانتان کافر شده‏اید اگر از گروهى از شما درگذریم گروهى [دیگر] را عذاب خواهیم کرد چرا که آنان تبهکار بودند.[۶۵]

سومین جبهه از سربازان جنگ‌نرم را می‌توان جبهه‌ی پیدای درونی (منافقین) نام برد. نقش   منافقین در همه‌ی نقشه‌های دشمنان اسلام چه نظامی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بر کسی پوشیده نیست. اما این که چرا خداوند سبحان در قرآن کریم بیش از جریان‌های دیگر برانداز، به این طیف و جریان اشاره می‌کنند به هشیار کردن مسلمانان نسبت به آن‌ها باز می‌گردد. نگاهی به نقش آفرینی منافقین در براندازی نرم، اهمیت مراقبت و مواظبت از این طیف را دو چندان می‌کند.

منافقین به عنوان پایه‌ی اصلی و مجریان برنامه‌ها و جنگ‌نرم علیه جبهه‌ی حق در دومین گام در کنار تخریب شخصیت رهبر جامعه، برنامه‌های متنوع و گسترده‌ای برای جامعه‌ی ایمانی و مؤمنان دارد. هدف آن‌ها از اجرای این گونه برنامه‌ها، تضعیف باورهای ایمانی مؤمنان ، با سست کردن آن‌ها در رفتارها، حمایت‌ها و حضورهای اجتماعیشان است تا اگر هم کافر نمی‌شوند، لااقل به درجاتی از نفاق، مانند خودشان گرفتار شوند.

آنچه امروز از وسوسه‌ها و تمایلات درونی از دشمن ناپیدای ابلیس گرفته، تا استهزا و تهمت و ایجاد تشکیک در قرآن و … از سوی جبهه‌ی پیدای انسانی درونی و بیرونی شاهدیم، بیانگر تقابل جاودانه‌ی دو جریان حق و باطل و تکرار آن از آغاز خلقت تا قیام قیامت با مصادیق یکسان و شخصیت‌های به ظاهر متفاوت است. [۶۶]

لذا با توجه به شناخت بعضی از روش‌های جنگ‌نرم در فصول آینده راهکارهایی باتوجه به مباحث قرآنی و فضای فرهنگی ارائه می‌ گردد.

 

[۱]- سایت www.iqnq.ir/fa

[۲]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۶ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۳]- هود،آیه ۱۹٫

[۴]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۹ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۵]- بقره، آیه ۱۶۸٫

[۶]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۱۰ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۷]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۱۱ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۸]- نساء: آیه ۶۰ .

[۹]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۲۶ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۱۰]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۳۲ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۱۱]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۳۶ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۱۲]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۳۷ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۱۳]- اعراف،آیه ۶۳ و ۶۰ .

[۱۴]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۴۰-۳۹ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۱۵]- زمر،آیه ۴۵ .

[۱۶]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۴۱-۴۰ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۱۷]- هود، ۵۳٫

[۱۸]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۴۲-۴۱ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۱۹]- آل عمران، ۱۸۳ .

[۲۰]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۴۳-۴۲ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۲۱]- صافات،آیه ۱۵-.۱۴

[۲۲]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۴۳ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۲۳]- بقره،آیه ۲۵۸ .

[۲۴]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۴۴-۴۳ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۲۵]- یونس،آیه ۷۸ .

[۲۶]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۴۶-۴۵ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۲۷]- بقره ،آیه۱۷۰ .

[۲۸]- یونس،آیه ۴۸٫

[۲۹]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۴۷-۴۶ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۳۰]- احزاب، آیه ۳۰- ۲۸٫

[۳۱]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۴۹-۴۸ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۳۲]- یس،آیه ۱۸٫

[۳۳]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۵۰-۴۹ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۳۴]- نازعات،آیه ۲۴- ۲۳ .

[۳۵]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۵۱-۵۰ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۳۶]- عنکبوت ،آیه۱۲٫

[۳۷]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۵۲-۵۱ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۳۸]- فصلت،آیه ۱۵٫

[۳۹]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۵۴-۵۳ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۴۰]- تقابن،آیه ۶٫

[۴۱]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۵۶-۵۴ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۴۲]- فرقان،آیه ۲۱٫

[۴۳]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۵۷-۵۶ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۴۴]- نحل ،آیه ۱۰۳٫

[۴۵]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۵۹-۵۷ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۴۶]- اسرا ،آیه ۷۳٫

[۴۷]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۶۱-۵۹ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۴۸]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۶۲-۶۱ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۴۹]- بقره ،آیه ۱۱۱٫

[۵۰]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۶۲ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۵۱]- بقره ،آیه ۴۲ .

[۵۲]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۶۳ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۵۳]- آل عمران ،آیه ۷۲ .

[۵۴]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۶۴ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۵۵]- بقره ،آیه۱۴۰ .

[۵۶]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۶۵ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۵۷]- بقره ،آیه۸۷ .

[۵۸]- مائده ،آیه۸۰-۷۸ .

[۵۹]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۶۶ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۶۰]- مائده،آیه ۴۱٫

[۶۱]- مائده،آیه ۵۸٫

[۶۲]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۶۸-۶۷ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۶۳]- بقره،آیه ۱۰۹ .

[۶۴]- جوشقانی ، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ،ص ۶۹-۶۸ ،ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫

[۶۵]- توبه،آیه ۶۶-۶۴ .

[۶۶]- جوشقانی، حسین ، جنگ نرم از دیدگاه قرآن ، ص ۷۱-۶۹ ، ساقی، تهران، ۱۳۸۹٫